کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

11.99

«کنار رودخانه پیدرا نشستم وگریه کردم» داستان دختری است که بعد از سال‌ها معشوقه دوران کودکی خود را پیدا می‌کند اما او دچار تغییرات زیادی شده و خود را درگیر جلسات و مراسم هایی در مورد مادر طبیعت و مذهب کرده است.

در برشی از کتاب می‌خوانیم:

«کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم. هوای زمستانی اشک های روی گونه هایم را سرد کرد و اشکهایم در آب های سردی که از کنارم می گذشتند، جاری شد. در جایی، این رودخانه به رودخانه ی دیگری می پیوندد تا سرانجام دور از قلب و چشم من، همه شان به دریا بریزند.

باشد که اشک های من تا دور دست بروند تا عشق من هیچ گاه در نیابد روزی برای او گریستم. باشد که اشک های من تا دور دست بروند تا من بتوانم رودخانه پیدرا و همه آنچه را که روزی در کنار هم داشتیم فراموش کنم.

باید جاده ها، کوه ها و دشت‌های رویاهایم را فراموش کنم. رویاهایی که هیچ گاه به حقیقت نمی پیوندند.

او گفت: زندگی کن. یادآوری خاطرات کار افراد مسن است».

:  کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم
:  داستان های کلمبیایی قرن 20
   پائولو کوئلیو
   حسین نعیمی
:   ثالث
:  رقعی
:  ۱۳۹۲
:  ۳۰۸

1 in stock

Description

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو

Additional information

Weight 0.250 kg

Reviews

There are no reviews yet.

Leave Comment
Be the first to review “کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم – پائولو کوئلیو”

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Clear formSubmit